
سوار آدينه
قلب زمانه خون شد و آقا نيامدي آيينه دار گلشن طاها ، نيامدي
صبر و قرار رفت زدلها به ياد تو اي انتظار جان و دل ما نيامدي
اي راز سر به مهر فلك ، انتظار سبز! مسند نشين عالم بالا،نيامدي
گلهاي سرخ باغ بيادت شكفته اند آقا ! براي ديدن گلها نيامدي
بي برگ و بار مانده نهال اميد ما اي مژده از بهار شكوفا ! نيامدي
اي سبز سبز ، اي گل باغ محمدي ص اي يادگار خانه زهرا (ع) ! نيامدي
آقا ! حضور سبز درمان عالم است بهر شفاي اين دل تنها نيامدي
آذين شده است ديده ز شوق وصال تو يك دم به باغ سرخ تماشا نيامدي
شام غم است وديده به راه تو منتظر زيباترين ستاره يلدا ! نيامدي
بنگر زداغ روي تو با ما چه مي كند اين دل دل هوايي ما ، تا نيامدي
در راه انتظار تو از جان گذشته ايم از جان گذشته ايم و تو اما نيامدي
آدينه ها گذشت و غمت جاودانه شد اي تك سوار جاده فردا ! نيامدي
آتش فكنده عشق تو در جان « نسترن » مي سوزم از فراق سراپا ، نيامدي
***
با الهام از زيارت ناحيه مقدسه درد دل حضرت زهرا (ع) با حضرت مهدي در واقعه عاشورا
+
زمان نگارش
86/05/19 ساعت 16:41 نگارنده .: m o h a m m a d a m i n :.
|