( رسيدن به اسرار الهی )
جناب شيخ معتقد بود كه اصلیترين مقدمات دست يافتن به اسرار الهی، خدا خواهی است، و میفرمود:
« تا ذرهای محبت غير خدا در دل باشد، محال است انسان به چيزی از اسرار الهی دست يابد. »!
غير از خدا هيچ مخواه ))
شيخ اين اعتقاد كه: جز خداوند چيزی نخواهد، را از دو فرشته آموخته بود. يكی از ارادتمندان شيخ از او نقل میكند:
« شبی دو فرشته با دو جمله به من راه فنا آموختند و آن جملات اين بود:
از پيش خود هيچ مگو و غير از خدا هيچ مخواه »!
و در اين باره میفرمود
:
« هشيار باش، خلقت عالم ز بهر توست
غير از خدا هر آن چه كه خواهی شكست توست»
( مرتبه عقل و مرتبه روح )
جناب شيخ میفرمود:
« اگر انسان در مرتبه عقل باشد، هيچ وقت از عبادت سرپيچی نكرده، عصيان حق را نمینمايد، به موجب: « العقل ما عبد به الرحمن واكتسب به الجنان » و در اين مرتبه، نظر به غير حق - كه بهشت باشد - دارد. »
ولی موقعی كه به مرتبه روح میرسد، به موجب « ونفخت فيه من روحی: سوره حجر آیه 29» فقط نظر به حق دارد.
همه چيز برای خدا، حتی خدا! ))
جناب شيخ مي فرمود:
« ای انسان! چرا غير خدا را میخواهی؟! مگر از غير او چه ديدهای؟! اگر او نخواهد هيچ چيز مؤثر نيست، و برگشت تو به اوست!
چه شكرهاست در اين شهر كه قانع شدهاند
شاهبازان طريقت به شكار مگسی!!
خدا را گذاشته، غير خدا تحصيل میكنی؟! چرا اين قدر دور خودت چرخ میخوری؟! خدا را بخواه و همه خواستنیها را مقدمه وصول او قرار بده، مشكل اين جاست كه ما همه چيز را برای خود میخواهيم حتی خدا را! »
بالاترين مراتب تقوی ) )
شيخ درباره مراتب تقوی میگفت:
« تقوی مراتبی دارد، مرتبه نازله آن اتيان واجبات و ترك محرمات است كه برای عدهای بسيار خوب و بجاست، ولی مراتب عاليه تقوی، پرهيز كردن از غیر خداست، بدين معنا كه غير از محبت حق در دل چيزی نداشته باشد. »
( مكتب خداخواهی )
جناب شيخ معتقد بود كه:
تا انسان دل را از غير خدا پرهيز ندهد به مقصد اعلای انسانيت نمیرسد، حتی اگر كسی مقصدش از مجاهده كمال خود باشد به مقصود نخواهد رسيد.
از اين رو، اگر شخصی نزد ايشان میآمد و رهنمود میخواست و میگفت: هر رياضتی میكشم نتيجه نمیگيرم؛ میفرمود:
« شما برای نتيجه كار كردهايد، اين مكتب، مكتب نتيجه نيست، مكتب محبت است، مكتب خداخواهی است. »
« القلب السليم الذی يلقی ربه، و ليس فيه أحد سواه، و كل قلب فيه شرك أو شك فهو ساقط؛
دل سالم دلی است كه پروردگارش را ديدار كند و در حالی كه جز او در آن نباشد و هر دلی كه در آن شرك يا شك باشد ساقط [و بيمار] است. »
آفت زدايی دل ) ) ) )
بنابر اين، جز با آفتزدايی دل از محبت غير خدا، معرفت شهودی حاصل نمیشود، و تا معرفت حاصل نشود، انسان عاشق كمال مطلق نمیگردد. از اينرو، مسأله اصلی اين است كه: پاك سازی دل از محبت دنيا كار سادهای نيست. چگونه میتوان دل را از علاقه به اين « پيرزن آرايش شده » پاكسازی كرد؟
از نظر جناب شيخ، آن چه میتواند دل را آفت زدايی كند، با آن چه میتواند او را به حقيقت توحيد برساند يكی است، همان عواملی كه در بخشهای پيشين بدان اشاره شد؛ يعنی:
حضور دايم، توسل به اهل بيت (ع)، گدايی شبها، احسان به خلق.
+
زمان نگارش
86/12/10 ساعت 23:10 نگارنده .: m o h a m m a d a m i n :.
|