تبليغاتX
مذهبی :. دل به زینب ( س ) .:
مذهبی ( دل به زینب < س > ) دوست دارم همچون مولايم بي سر وارد بهشت شوم . ( شهيد همّت )


مذهبی :. دل به زینب ( س ) .:







:Powered By
BLOGFA.COM





پس از اين جريان غمگين گشتم و از نزد وي بيرون شدم، و با خود گفتم: اگر حضرت در من مقدار خيري جزئي را هم تفّرس مي نمود، هر آينه مرا از رفت و آمد بسوي خودش، و تحصيل علم از محضرش منع و طرد نمي كرد.
 پس داخل مسجد رسول(صلي الله عليه وآله وسلم) شدم و بر آن حضرت سلام كردم. سپس فرداي آن روز بسوي روضه برگشتم و در آنجا دو ركعت نمازگزاردم و عرض كردم: اي خدا! اي خدا! من از تو مي خواهم تا قلب جعفر را به من متمايل فرمايي، و از علمش به مقداري روزي من نمايي تا بتوانم بدان، بسوي راه مستقيم و استوارت راه يابم!
 و با حال اندوه و قصه به خانه ام بازگشتم؛ و به جهت آنكه دلم از محبت جعفر اشراب گرديده بود، نزد مالك بن أنس نرفتم. بنابراين از منزلم خارج نشدم مگر براي نماز واجب(كه بايد در مسجد با امام جماعت به جاي آورم) تا به جايي كه صبرم تمام شد.
در اين حال كه سينه ام گرفته بود و حوصله ام به پايان رسيده بود نعلين خود را پوشيدم و رداي خود را بر دوش افكندم و قصد زيارت و ديدار جعفر را كردم؛ و اين هنگامي بود كه نماز عصر را به جا آورده بودم.
پس چون به در خانه حضرت رسيدم، اذن دخول خواستم براي زيارت و ديدار حضرت. در اين حال خادمي از خانه حضرت بيرون آمد و گفت: چه حاجت داري؟!
گفتم: سلام كنم بر شريف.
خادم گفت: او در محل نماز خويش به نماز ايستاده است. پس من مقابل در منزل حضرت نشستم و بر حضرت سلام نمودم. حضرت سلام مرا پاسخ گفتند و فرمودند: بنشين! خداوندت بيامرزد!
پس من نشستم، و حضـرت قـدري به حـال تفـكّر سر به زير انداختند و سپس سر خود را بلند نمودند و

 

 گفتند: كنيه ات چيست؟!


گفتم: ابوعبدالله(پدر بنده خدا)!


حضرت گفتند: خداوند كنيه ات را ثابت گرداند و تو را موفق بدارد اي ابوعبدالله! حاجتت چيست؟!


من در اين لحظه با خود گفتم: اگر براي من از اين ديدار و سلامي كه بر حضرت كردم غير از همين دعاي حضرت هيچ چيز ديگري نباشد، هر آينه بسيار است.


سپس حضرت سر خود را بلند نمود و گفت: چه مي خواهي؟!


عرض كردم: از خداوند مسألت نمودم تا دلت را بر من منعطف فرمايد، و از علمت به من روزي كند. از خداوند اميد دارم آنچه را كه درباره حضرت شريف تو درخواست نموده ام به من عنايت نمايد.


 حضرت فرمود: اي ابوعبدالله! علم به آموختن نيست. علم فقط نوري است كه در دل كسي كه خداوند تبارك و تعالي اراده هدايت او را نموده است واقع مي شود. پس اگر علم مي خواهي، بايد در اولين مرحله در نزد خودت حقيقت عبوديت را بطلبي؛ و به واسطه عملكردن به علم، طالب علم باشي؛ و از خداوند بپرسي و استفهام نمايي تا خدايت تو را جواب دهد و بفهماند.


گفتم: اي شريف! گفت: بگو: اي پدر بنده خدا(اباعبدالله)!


گفتم: اي اباعبدالله! حقيقت عبوديت كدام است؟


گفت: سه چيز است:

 

اينكه بنده خدا براي خودش درباره آنچه را كه خدا به وي سپرده است ملكيتي نبيند؛ چرا كه بندگان داراي ملك نمي باشند، همه اموال را مال خدا مي بيند، و در آنجاييكه خداوند ايشان را امر نموده است كه بنهند، مي گذارند؛ و اينكه بنده خدا براي خودش مصلحت انديشي و تدبير نكند؛ و تمام مشغولياتش در آن منحصر شود كه خداوند او را بدان امر نموده است و يا از آن نهي فرموده است.
بنـابراين، اگر بنـده خـدا براي خودش ملكـيّتي را در آنچه كه خدا به او سپرده است نبيند، انفاق نمودن در آنچه خداوند تعالي بدان امر كرده است بر او آسان مي شود و چون بنده خدا تدبير امور خود را به مدبرش بسپارد، مصائب و مشكلات دنيا بر وي آسان مي گردد و زماني كه اشتغال ورزد به آنچه را كه خداوند به وي امركرده و نهي نموده است، ديگر فراغتي از آن دو امر نمي يابد تا مجال و فرصتي براي خودنمايي و فخريّه نمودن با مردم پيدا نمايد.


پس چون خداوند، بندة خود را به اين سه چيز گرامي بدارد، دنيا و ابليس و خلايق بر وي سهل و آسان مي گردد؛ و دنبال دنيا به جهت زياده اندوزي و فخريّه و مباهات با مردم نمي رود و آنچه را كه از جاه و جلال و منصب و مال در دست مردم مي نگرد، آنها را به جهت عزت و علوّ درجة خويشتن طلب نمي نمايد و روزهاي خود را به بطالت و بيهوده رها نمي كند.


و اين است اولين پله از نردبان تقوي.خداوند تبارك و تعالي مي فرمايد:


«آن سراي آخرت را ما قرار مي دهيم براي كسانيكه در زمين ارادة بلند منشي ندارند و دنبال فساد نمي گردند؛ و تمام مراتب پيروزي و سعادت در پايان كار، انحصاراً براي مردمان باتقوي است.»


گفتم: اي اباعبدالله! به من سفارش و توصيه اي فرما!


گفت: من تو را به نه چيز وصيّت و سفارش مي نمايم؛ زيرا كه آنها سفارش و وصيت من است به اراده كنندگان و پويندگان راه خداوند تعالي و از خداوند مسألت مي نمايم تا تو را در عمل به آنها توفيق مرحمت فرمايد.


سه تا از آن نه امر دربارة تربيت و تأديب نفس است و سه تا از آنها دربارة حلم و بردباري است و سه تا از آنها دربارة عـلم و دانـش است.


پس اي << ابا عبدالله >> آنها را به خاطرت بسپار و مبادا در عمل به آنها از تو سستي و تكاهل سر زند!


<< ابا عبدالله >> گفت: من دل و انديشه ام را فارغ و خالي نمودم تا آنچه را كه حضرت مي فرمايد بگيرم، اخذ كنم و عمل نمايم.


پس حضرت فرمودند: اما آن چيزهايي كه راجع به تأديب نفس است آنكه:

مبادا چيزي را بخوري كه بدان اشتها نداري، چرا كه در انسان ايجاد حماقت و ناداني مي كند؛ و چيزي مخور مگر آنگاه كه گرسنه باشي؛ و چون خواستي چيزي بخوري از حلال بخور و نام خدا را ببر و به خاطر آور حديث رسول اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) را كه فرموند: 


 «هيچوقت آدمي ظرفي را بدتر از شكمش پر نكرده است. بنابراين اگر بقدري گرسنه شد كه ناچار از تناول غذا گرديد، پس به مقدار ثلث شكم خود را براي طعامش بگذارد و ثلث آن را براي آبش و ثلث آن را براي نفسش.»


و اما آن سه چيزي را كه راجع به بردباري و صبر است:

 پس كسيكه به تو بگويد: اگر يك كلمه بگويي ده تا مي شنوي به او بگو: اگر ده كلمه بگويي يكي هم نمي شوي!
و كسيكه تو را شتم و سبّ كند و ناسزا گويد، به وي بگو: اگر در آنچه مي گويي راست مي گويي، من از خدا مي خواهم تا از من درگذرد؛ و اگر در آنچه مي گويي دروغ مي گويي، پس من از خدا مي خواهم تا از تو درگذرد.
و اگر كسي تو را بيم دهد كه به تو فحش خواهم داد و ناسزا خواهم گفت، تو او را مژده بده كه من دربارة تو خيرخواه مي باشم و مراعات تورا مي نمايم.


و اما آن سه چيزي كه راجع به علم است:

 پس، از علماء بپرس آنچه را كه نمي داني؛ و مبادا چيزي را از آنها بپرسي تا ايشان را به لغزشي افكني و براي آزمايش و امتحان بپرسي. مبادا كه از روي رأي خودت به كاري دست زني؛ و در جميع اموري كه راهي به احتياط و محافظت از وقوع در خلافِ امرداري احتياط را پيشه خود ساز. از فتوي دادن بپرهيز همانطور كه از شير درنده فرار مي كني: و گردن خود را جِسر و پل عبور براي مردم قرار نده.


اي پدر بندة خدا(اباعبدالله) ديگر برخيز از نزد من! چرا كه تحقيقاً براي تو خير خواهي كردم؛ و ذكر و وِرد مرا بر من فاسد مكن؛ زيرا كه من مردي هستم كه روي گذشت عمر و ساعات زندگي حساب دارم و نگرانم از آنكه مقداري از آن بيهوده تلف شود. تمام مراتب سلام و سلامت خداوند براي آن كسي باد كه از هدايت پيروي مي كند و متابعت از پيمودن طريق مستقيم مي نمايد.

 

+ زمان نگارش  87/01/03 ساعت 17:40  نگارنده  .: m o h a m m a d a m i n :.  | 



کلیه حقوق این وبلاگ متعلق به " مذهبي (دل به زينب) " می باشد " و هرگونه كپي برداري بدون ذكر منبع مجاز نمي باشد . www.mahammadamin.blogfa.com